تبلیغات
سریال افسانه دونگ یی

سریال افسانه دونگ یی
نویسندگان

سریال دونگ یی

 

در اول این قسم ابتدا از قسمت قبل نشون میده که بانو جانگ میاد محل شکنجه و میگه دست نگه دارید دارو ها رو برای من آوردن و بعد هم میگه پس چرا معطلید؟این دختر رو آزادش کنید و بعد بهش میگن بانو جانگ شما از عواقب کار اطلاع دارید؟
که میگه آره و بعد میبرنش برای بازجویی
در بیرون محل شکنجه هم اون آقا Big Grin و جناب هان منتظرند و همچنین نگران و تعجب زده که چرا صدای شکنجه کردن دونگ یی نمیاد؟
که اون آقا میگه نکنه دونگ یی زیر شکنجه مرده باشه؟که هان میگه زبونت رو گاز بگیرTongue
بعد هان میگه بیا بریم این جا خطرناکه که در حین همین صحبت ها کارکنان اداره ی تحقیقات دونگ یی رو از اون جا با خودشون میارن بیرون و بهش میگن تو تو کانون نوازندگان بمون شاید بهت احتیاج داشته باشیم
که بعد دونگ یی میاد سمت جناب هان و اون آقا Big Grin و بعد با هم سلام و احوال پرسی میکنند و میگن تو چه جوری ازاد شدی؟که دونگ یی ماجرا رو تعریف میکنه

[تصویر:  56435284314046876014.jpg]
بعد وزیر دادگستری میاد بره پیش بانو جانگ که ندیمه هاش بهش میگن ایشون ینجا نیستند و در اداره ی تحقیقات هستند که اون هم عصبانی میشه و شروع میکنه به فریاد کشیدن و میگه شما ها این جا چی کار میکردید؟چرا اجازه دادید که ایشون برن؟که ندیمه ها هم میگن ایشون تصمیم خودشون رو گرفته بودند و از ما هم کاری بر نمیومد
بعد سکانس عوض میشه و میره رو عموی وزیر دادگستری که صحبت هاش با بانو جانگ یادش میاد که میگه:اون ها نمیتونند به من صدمه ای بزنند با من بد رفتاری کنند و در ضمن پست و مقام رو میشه هر وقتی به دست اورد ولی اعتماد رو نه اگر من جون اون دختر رو نجات ندم چه جوری زیر دستانم بهم اعتماد میکنند؟
در اول این قسم ابتدا از قسمت قبل نشون میده که بانو جانگ میاد محل شکنجه و میگه دست نگه دارید دارو ها رو برای من آوردن و بعد هم میگه پس چرا معطلید؟این دختر رو آزادش کنید و بعد بهش میگن بانو جانگ شما از عواقب کار اطلاع دارید؟
که میگه آره و بعد میبرنش برای بازجویی
در بیرون محل شکنجه هم اون آقا Big Grin و جناب هان منتظرند و همچنین نگران و تعجب زده که چرا صدای شکنجه کردن دونگ یی نمیاد؟
که اون آقا میگه نکنه دونگ یی زیر شکنجه مرده باشه؟که هان میگه زبونت رو گاز بگیرTongue
بعد هان میگه بیا بریم این جا خطرناکه که در حین همین صحبت ها کارکنان اداره ی تحقیقات دونگ یی رو از اون جا با خودشون میارن بیرون و بهش میگن تو تو کانون نوازندگان بمون شاید بهت احتیاج داشته باشیم
که بعد دونگ یی میاد سمت جناب هان و اون آقا Big Grin و بعد با هم سلام و احوال پرسی میکنند و میگن تو چه جوری ازاد شدی؟که دونگ یی ماجرا رو تعریف میکنه
بعد وزیر دادگستری میاد بره پیش بانو جانگ که ندیمه هاش بهش میگن ایشون ینجا نیستند و در اداره ی تحقیقات هستند که اون هم عصبانی میشه و شروع میکنه به فریاد کشیدن و میگه شما ها این جا چی کار میکردید؟چرا اجازه دادید که ایشون برن؟که ندیمه ها هم میگن ایشون تصمیم خودشون رو گرفته بودند و از ما هم کاری بر نمیومد
بعد سکانس عوض میشه و میره رو عموی وزیر دادگستری که صحبت هاش با بانو جانگ یادش میاد که میگه:اون ها نمیتونند به من صدمه ای بزنند با من بد رفتاری کنند و در ضمن پست و مقام رو میشه هر وقتی به دست اورد ولی اعتماد رو نه اگر من جون اون دختر رو نجات ندم چه جوری زیر دستانم بهم اعتماد میکنند؟
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  56435284314046876014.jpg]

که با گفتن این حرف وزیر به فکر فرو میره , از اون طرف هم دونگ یی و جناب هان و اون آقا Big Grin در کنار هم نشستند و از متعجب از فداکاری بانو جانگ هستند و هان هم میگه : کسی به فکر زندگی یه دختر خدمتکار نیست و اگر هم بمیره کسی اهمیت نمیده ولی بانو جانگ واقعا لطف بزرگی کردند.
بعد سکانس عوض میشه و میره روی بازجویی از بانو جانگ که در ابتدا برای بانو جانگ نوشیدنی وکمی غذا میارند و بانو جانگ میگه چه قدر کار من طول میکشه؟که بازجو میگه حدود 1 ساعت و بعد میاد بیرون و به یکی از کارکنان اونجا میگه تا جایی که میتونی بازجویی رو کش بده
خبر به ملکه دوآگر میرسه و وزیر حمایت کنندش میرسه و ملکه میگه هر چه سریع تر باید اون دارو پیدا بشه.
بعد امپراطور رو نشون میده که در گوشه ای از قصر ایستاده و به آسمون نگاه میکنه که یاد حرف های طبیب در بار میوفته که بهش میگه ....
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  47297739710550176821.jpg]

که بهش میگه ما متوجه شدیم که داروی همسر شما(منظور همسر اول پادشاه هست) با گیاه پینلا که یک داروی به شدت سمی هست ترکیب شده و باعث مسمومیت ملکه شده و همچنین این دارو در داروخانه ی قصر مدت هاست که وجود نداره و کسی اون دارو رو از خارج از قصر وارد کرده.
سپس امپراطور دستور میده فرمانده سئو رو بیارنش و بعد ماجرا رو براش توضیح میده و میگه اگر این خبر به بیرون بره بین جناح های غرب و جنوب تفرقه به وجود میاد و کشور دوباره دچار نا به سامانی میشه تو به صورت مخفیانه روی این موضوع کار کن که سئو هم اطاعت میکنه و میره.
سپس نشون میده که دونگ یی میره در اقامتگاه بانو جانگ و از خدمتکار چئو میپرسه که آیا بانو جانگ برنگشتند؟که میگه نه متاسفانه ظاهرا بیشتر از حد معمول این قضییه طول کشیده.
امپراطور هم که در حال اومدن به اقامتگاه بانو جانگ هست دونگ یی رو از دور میبینه که داره با خدمتکار سئو حرف میزنه و میگه اون دختر اینجا چی کار میکنه؟
بعد که دونگ یی میره امپراطور هم میاد و از چئو میپرسه که بانو جانگ داخل هستند؟که چئو هم عذر خواهی مینه و ماجرا رو برای امپراطور میگه.
سپس امپراطور برمیگرده به اقامتگاه خودش و با اون همراهش صحبت میکنه و میگه پس برای همین اون روز که ازت پرسیدم چه خبره؟تو چیزی نگفتی. بعد بازجویی از بانو جانگ تموم میشه و میاد بره که میبینه ندیمه هاش نیستند و میگه عجیبه من به اون ها گفته بودم که اینجا بمونند ولی چرا الان نیستند؟
که رییس اداره ی تحقیقات میاد و میگه من فرستادمشون رفتند چون این ماجرا بیش تر از اون چیزی که باید طول میکشه
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  19446532624184208976.jpg]

و بعد رییس اداره تحقیقات به بانو جانگ میگه که ما دارویی جدید هم از اقامتگاه شما پیدا کردیم که بانو جانگ میفهمه پاپوشه و دوباه میره برای بازجویی.
بعد نشون میده که یئون(مادر بانو جانگ) اومده معبد برای نیایش که زن رییس کانون نوازندگان(که همون موپالمو در جومونگ باشه) رو میبینه. که بعد از کمی کل کل , همسر رییس کانون نوازندگان میگه که این شرم اواره که دخترتون چنین کاری کرده, که یئون میگه منظورت چیه از این حرف؟اصلا میفهمی چی داری میگی؟و بعد ندیمه ی مادر بانو جانگ از قصر خبر میاره و به مادر بانو جانگ میگه که اتفاق وحشتناکی رخ داده.
بعد دونگ یی هم که خبر رو میشنوه دوان دوان میاد به سوی اقامتگاه بانو جانگ و میبینه که افراد اداره ی تحقیقات اومدن و دارن کل اقامتگاه بانو جانگ رو میگردنکه دونگ یی میگه نه این پاپوشه ولی فایده ای نداره چون افراد اداره ی تحقیقات ندیمه های بانو جانگ هم با خودشون میبرن
سپس خبر به امپراطور میرسه و افراد اداره ی تحقیقات یک ظرف که داخلش گیاه پینلا هست رو میارن و میزارن جلوی امپراطور و میگن ما این رو از داخل اقامتگاه بانو جانگ پیدا کردیم
بعد دوباره بازجویی از بانو جانگ شروع میشه و بهش میگن شما با اوردن اون دارو باعث مسمومیت ملکه این هیون شدید که بانو جانگ میگه چه طور جرات میکنی به من همچین تهمتی بزنی؟مراقب حرف زدنت باش
که بازجو میگه شما باید مراقب حرف زدنتون باشید چون شما دارید بازجویی میشید و الان متهم شمایید.
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  32871796456485582275.jpg]

بعد دونگ یی میاد به اداره ی تحقیقات که بگه برای بانو جانگ پاپوش درست کردن که اجازه ی وروود بهش نمیدادن و اون طرف همون اداره ی تحقیقات یه سری از کارکنان داشتند با هم صحبت میکردند که یکی از اون ها به یکی دیگه میگه:به نظر من این ماجرا یه جورایی ساختگی میاد آخه بانو جانگ به اون باهوشی چه طور ممکنه همچین خطای بچه گانه ای انجام بده؟که اون یکی بهش میگه مثل این که حواست نیست داری چی میگی؟ما که نباید هر چی فکر میکنیم رو به زبون بیاریم
که بعد دونگ یی رو میبینند داره اصرار میکنه بیاد داخل که یکی از اون ها میره پیش دونگ یی و شروع میکنه به صحبت کردن باهاش
دونگ یی میگه که:من اون روز اون داروها رو گرفتم و مطمئن ام که داخلش پینلا نبوده که اون کارمنده میگه:ولی ما در اتاق ایشون پیدا کردیم.دونگ یی میگه:این یک پاپوشه و چون من خودم اون داروها رو گرفتم میدونم در بین اون داروها پینلا نبوده که کارمند هم در جواب میگه:تو خودت اون داروها رو دیدی؟که دونگ یی میگه نه ولی من از بوی اون ها فهمیدم چون همونجوری که میدونید پینلا بوی تندی داره ولی اون بو رو نداشت.
که اون کارمند بهش میگه من اگر جای تو بودم حتما از این جا فرار میکردم و یا هر چیزی رو هم میدونستم انکار میکردم , میدونی اگر جرم بانو جانگ ثابت بشه تو رو هم اعدام میکنند,من احمق رو بگو نشستم دارم به حرف یک خدمتکار ساده گوش میدم و بعد هم میگه:
اداره ی تحقیقات فقط با مدارک حرف میزنه و بدون مدرک هیچ صحبتی نمیکنه
و بعد هم رییس کانون نوازندگان به همراه پسرش حاظر میشند تا برند پیش برادرش که همون وزیر حمایت کننده ی بانو جانگ باشه
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  27101156021835257580.jpg]

بعد ویزر دادگستری میاد تا بره ملاقت عموش و میبینه که رییس کانون نوازندگان هم اونجا هست از یکی از محافظین میپرسه که اون ها اینجا چی کار میکنند؟که محافظ هم میگه من نمیدونم و میره از خودشون میپرسه,که اون ها هم میگن ما اومدیم حمایت خودمون رو از اعلام کنیم چون ما هم از جناح جنوبیم که وزیر دادگستری میگه:الان ایشون کار دارند و بهتر شما بعدا بیایید ایشون رو ملاقات کنید
بعد وزیر دادگستری میاد پیش عموش و بهش میگه که بانو جانگ الان در خطر بزرگی قرار داره و اگر ما هم ازش حمایت کنیم , ما هم سقوط میکنیم و تنها کسی هم که میتونسته نجاتش بده همون دارو ساز بوده که الان دیگه زنده نیست و به قتل رسیده
که عموش هم میگه: تنها کاری که ما میتونیم الان انجام بدیم اینه که یکی دیگه رو پیدا کنیم و بگیم که اون باعث همه ی این کارها بوده و بعد در مورد حمایتمون از بانو جانگ زمانی که همه چیز اروم شد تصمیم میگیریم.
بعد هم از اون طرف جناب هان و اون آقا دارن دونگ یی رو نصیحت میکنند و بهش میگن که : تو دیگه باید از این کارات دست بکشی و به بانو جانگ هم کارینداشته باشی که دونگ یی میگه من نمیتونم.
بعد میگه:تنها کسی که میتونسته بانو جانگ رو نجات بده همون مرده هست که جناب هان میگهکه اون نمیتونه حرف بزنه که.دونگ یی هم در جواب میگه که پس ما یه کاری میکنیم که جسد حرف بزنه که هان و اون آقا Big Grin متعجب میشند بعد هم میگه ما باید جسد رو کالبد شکافی کنیم و ثابت کنیم که بانو جانگ بی گناه هست بعد هم بهش میگن تو میخوای برای رفتن پیش جنازه از چه راهی استفاده کنی؟
که میگه یه نفر هست که کمکم کنه
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  28526047215342694204.jpg]


بعد دونگ یی میره اداره ی کل نگهبان ها و به یکی از محافظین اونجا میگه من دنبال یکی از افسران میگشتم خواهشا کمکم کنیئ اگر میشه برید و بهشون بگید چانگ دونگ یی اومده که شخص مره تا ببینه آیا افسران همچین شخصی رو میشناسند یا نه؟
که میره میبینه هیچ کس شخصی با چنین اسمی رو نمیشناسه و دونگ یی میگه میشه دوباره برید و بهشون بگید ولی این دفعه بگید پونگ سانگ اون موقع شاید من رو بشناسند که محافظه هم عصبانی میشه و راهش رو میکشه میره
دونگ یی هم که از دیدن افسر نگهبان ها(که همون امپراطور باشه) نا امید میشه شبون خودش میره به محلی که اجساد رو اونجا نگه میدارن
و وقتی جالب تر میشه که چان سو هم به عنوان یک کالبد شکاف در این مکان حضور داره و خودش رو چا معرفی میکنه
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  78927664455795784238.jpg]

سپس امپراطور شبانه میره ملاقات بانو جانگ و بانو جانگ هم تعجب میکنه و امپراطور هم بهش میگه من میدونم که تو بی گناهی و همچنین تو کسی نیستی که اشک بریزه و شکوه کنه و برای آزاد شدن التماس کنه,
دارم فکر میکنم ای کاش اجازه نمیدادم که برگردی به قصر ولی با این که من به بی گناهی تو ایمان دارم ولی به عنوان یک امپراطور مجبورم که فردا مدارک رو بدم به دادگستری که بانو جانگ هم در جواب میگه:
کسی که من قلبم رو بهش سپردم یک آدم معمولی نیست و یک امپراطوره و من هم شما رو درک میکنم و میدونستم چنین کاری رو انجام میدید ولی این که این کسی که الان جلوی من نشسته یک مرده نه یک امپراطور و این برای من کافیه
بعد هم امپراطور ناراحت از اونجا میاد بیرون و میره به سم اقامتگاهش
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  49614630860033942420.jpg]

سپس دونگ یی میاد به محلی که جنازه ها رو نگه داری میکردند و به یکی از مامورین اونجا میگه:من هم جزو کسانی بودم که اون روز از اون داروساز دار خریده بود و ماموری که من رو بازویی میکرد بهم گفت:ار چیزی یادت اومد بیا و به ما گزارش بده من هم الان اومدم تا گزارشی بدم که مامور ی که با دونگ یی صحبت میکرد بهش میگه خیلی خوب تو همین جا بمون من برم با اون شخص بیام دونگ یی هم تا میبینه اون شخص یکمی دور میشه سریعا فرار میکنه و شروع میکنه به گشتن اون محل تا جایی که جنازه ها رو نگه میدارند رو پیدا کنه
بالاخره بعد از کمی گشتن اون محل رو پیدا میکنه و وارد میشه اما از اون طرف چان سو از بالا دستیش دستور میگیره تا یک سری از وسایل رو به محل نگه داری جنازه ها ببره.
دونگ یی هم تا جسد رو پیدا میکنه صدای در رو میشنوه که چان سو داره میاد داخل
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  99693199989067665281.jpg]

دونگ یی که صدای در رو میشنوه بلافاصله شمعی که دستش بوده رو خاموش میکنه و در گوشه ای از اتاق مخفی میشهو چان سو هم که میاد داخل شروع میکنه به گشتن تا یه سری مدرک پیدا کنه ولی دونگ یی رو نمیبینه و بعد از این که چان سو از اتاق خارج میشه
دونگ یی دوباره شروع به کار میکنه و یه سری ماده میزنه به دست اون دارو ساز و بعد از تغییر نکردن رنگ اون ماده میفهمه که دارو ساز به پینلا دست نزده و بعد وسایلش رو جمع میکنه و میاد بره
که افسر سئو از پشت میبیدش و بهش میگه همونجا بایست
تو کی هستی؟که بعد از دیدن چهره ی دونگ یی اون رو میشناسه و بهش میگه که اینجا چی کار میکنی؟
و دونگ یی هم ماجرا رو براش توضیح میده,همچنین افسر سئو دستور میده که تعداد نگهبان های محل کالبد شکافی رو افزایش بدن
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  33955925701426642224.jpg]

سپس خبر به وزیر دادگستری میرسه که قرار پرونده ی بانو جانگ بیاد دادگستری و میره به عموش هم میگه و بعد هم عموش میگه همون کاری که گفتم رو انجام بده.
و بعد میوفتن دنبال دونگ یی که یداش کنند و همه ی تقصیر ها رو بندازن گردن اون ولی هیچ کس اون رو از بعد از ظهر ندید و بعد این خبر رو به بانو جانگ هم میدن
از اون طرف هم دونگ یی میره و همه چیز رو به افسر سئو توضیح میده و میگه اگر این دارو ساز با گیاه پینلا کار کرده باشه باید اثرش هم روی دستش مونده باشه پس باید برای از بین برئن این اثر دستش رو با ابب زنجبیل پاک کرده باشه که در اون صورت با این سرکه ی قوی باید رنگ صورتی بدن که رنگ صورتی ندادند روی دس ها و این نشون دهنده ی این هست که دست به پینلا نزده
افسر سئو هم میه پیش امپراطور تا همه چیز رو بگه و بعد هم دونگ یی رو میفرستن برو بهش میگن اگر خبری شد بهت میگیم و تو برو قصر
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  38089241061593357674.jpg]

موقع برگشت هم یه عده تعقیب میکند دونگ یی رو دونگ یی با پاشیدن یکی از اون دارو ها به صورت یکی از افراد یکی از اون افراد رو مجروح میکنه و بقیه هم تا میان بهش حمله کنند امپراطور و همراهانش از راه میرسند و محبت در صورت دونگ یی موج میزنه و سریال تموم میشه

[تصویر:  57828159549365985514.jpg]


دونگ یی که صدای در رو میشنوه بلافاصله شمعی که دستش بوده رو خاموش میکنه و در گوشه ای از اتاق مخفی میشهو چان سو هم که میاد داخل شروع میکنه به گشتن تا یه سری مدرک پیدا کنه ولی دونگ یی رو نمیبینه و بعد از این که چان سو از اتاق خارج میشه
دونگ یی دوباره شروع به کار میکنه و یه سری ماده میزنه به دست اون دارو ساز و بعد از تغییر نکردن رنگ اون ماده میفهمه که دارو ساز به پینلا دست نزده و بعد وسایلش رو جمع میکنه و میاد بره
که افسر سئو از پشت میبیدش و بهش میگه همونجا بایست
تو کی هستی؟که بعد از دیدن چهره ی دونگ یی اون رو میشناسه و بهش میگه که اینجا چی کار میکنی؟
و دونگ یی هم ماجرا رو براش توضیح میده,همچنین افسر سئو دستور میده که تعداد نگهبان های محل کالبد شکافی رو افزایش بدن
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  33955925701426642224.jpg]

سپس خبر به وزیر دادگستری میرسه که قرار پرونده ی بانو جانگ بیاد دادگستری و میره به عموش هم میگه و بعد هم عموش میگه همون کاری که گفتم رو انجام بده.
و بعد میوفتن دنبال دونگ یی که یداش کنند و همه ی تقصیر ها رو بندازن گردن اون ولی هیچ کس اون رو از بعد از ظهر ندید و بعد این خبر رو به بانو جانگ هم میدن
از اون طرف هم دونگ یی میره و همه چیز رو به افسر سئو توضیح میده و میگه اگر این دارو ساز با گیاه پینلا کار کرده باشه باید اثرش هم روی دستش مونده باشه پس باید برای از بین برئن این اثر دستش رو با ابب زنجبیل پاک کرده باشه که در اون صورت با این سرکه ی قوی باید رنگ صورتی بدن که رنگ صورتی ندادند روی دس ها و این نشون دهنده ی این هست که دست به پینلا نزده
افسر سئو هم میه پیش امپراطور تا همه چیز رو بگه و بعد هم دونگ یی رو میفرستن برو بهش میگن اگر خبری شد بهت میگیم و تو برو قصر
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  38089241061593357674.jpg]

موقع برگشت هم یه عده تعقیب میکند دونگ یی رو دونگ یی با پاشیدن یکی از اون دارو ها به صورت یکی از افراد یکی از اون افراد رو مجروح میکنه و بقیه هم تا میان بهش حمله کنند امپراطور و همراهانش از راه میرسند و محبت در صورت دونگ یی موج میزنه و سریال تموم میشه

[تصویر:  57828159549365985514.jpg]


http://babymarket.ir/pic/1339162294_.jpg

buy26 خرید سریال دونگ یی نسخه اصلی و کامل با زیرنویس فارسی

  



http://babymarket.ir/pic/1339140697_.jpg

buy26 خرید سریال دونگ یی نسخه اصلی و کامل با زیرنویس فارسی

  

با بیش از 3 سال تجربه و ارسال بیش از 20000 محصول به سراسر کشور این مجموعه را با کیفیت عالی و قیمت بسیار مناسب و با گارانتی کامل برای شما عزیزان ارسال میکند ما کیفیت و ارسال سالم محصول خود را به طور کامل گارانتی میکنم و با پشتیبانی  تلفنی و آنلاین در خدمت شما هستیم

آسان خرید کنید از خرید خود مطمئن باشید و لذت ببرید

 کیفیت باور نکردنی , قیمت مناسب, ارسال سریع , بیمه محصول و گارانتی!!!!!!! برای گارانتی محصولات از طریق تلفن و خود سایت میتوانید اقدام کنید




طبقه بندی: خلاصه سریال دونگ یی،
برچسب ها: خلاصه ی قسمت دهم افسانه ی دونگ یی،
[ چهارشنبه 18 مرداد 1391 ] [ 01:41 ق.ظ ] [ شهریار ]
.: Weblog Themes By bia2mob :.

درباره وبلاگ

این سریال تاریخی به زندگی دختری می پردازد که پدر و برادرش به جرم حمایت از برده ها و تشکیل یک حزب کمک رسانی به آنها،محکوم به مرگ می شوند.دانگ یی تنها وارد پایتخت می شود و همچنان مورد تعقیب سربازان دولت است.وی بعدها وارد دفترخانه موسیقی قصر شده و در آنجا از خوداستعدادهایی بروز می دهد که باعث می شود بانوی قصر و شاه به وی علاقه مند شوند.به این ترتیب مقام وی از بردگی به ندیمه قصر تغییر می کند و . . .
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
?