تبلیغات
سریال افسانه دونگ یی

سریال افسانه دونگ یی
نویسندگان

سریال دونگ یی

 

خوب در این قسمت اول از قسمت قبل نشون میده که چان سو اون پیشونی بندی که دونگ یی به درخت بسته بود رو میبینه وش روع میکنه به گشتن برای پیدا کردن دونگ یی و بعد دونگ یی در حین برگشت به قصر متوجه میشه که اون پیشونی بند رو در بالای تپه جا گذاشته و میاد که بره اون پیشونی بند رو برداره , سربازها بهش ایست میدن و از میپرسند که چان دونگ یی شمایی؟
دونگ یی هم میگه بله منم که سرباز میگه پس برای چی معطلید؟دستگیرش کنید و از اون طرف هم چان سو تا بازار پیش میره و همچنان دنبال دونگ یی میگرده ولی اثری از دونگ یی پیدا نمیکنه
افسر سئو هم به خاطر نتیجه ی پیدا کردن دونگ یی منتظر و نگران هست که وقتی زیر دستش میاد , افسر سئو بهش میگه چرا پس تنها اومدی؟که میگه متاسفانه اون شخص داخل قصر نبود ولی با دیدن دفتر وروود و خروج متوجه شدیم که اخیرا از قصر خارج شده
در همین حین اون یکی از سربازش هم میرسه و میگه قربان یکی دیگه رو به قتل رسوندند بیایید بریم ببینیم که چه اتفاقی براش افتاده و افسر سدو راهی میشه با سربازهاش به سمت محل قتل.
سپس دونگ یی رو نشون میده که در حال وروود به مقر نگهبان ها(البته توسط نگهبان هایی که دستگیرش کردن) هست که بهش میگن اون دارو سازی که تو دیروز ازش دارو گرفتی به قتل رسیده حالا ما هم داریم از افرادی که دیروز ازش دارو خریدن بازجویی میکنیم که متوجه بشیم
در همین حین هم یکی از ندیمه های مادر بانو جانگ هم متوجه این موضوع میشه
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  05948555050809029615.jpg]
خوب در این قسمت اول از قسمت قبل نشون میده که چان سو اون پیشونی بندی که دونگ یی به درخت بسته بود رو میبینه وش روع میکنه به گشتن برای پیدا کردن دونگ یی و بعد دونگ یی در حین برگشت به قصر متوجه میشه که اون پیشونی بند رو در بالای تپه جا گذاشته و میاد که بره اون پیشونی بند رو برداره , سربازها بهش ایست میدن و از میپرسند که چان دونگ یی شمایی؟
دونگ یی هم میگه بله منم که سرباز میگه پس برای چی معطلید؟دستگیرش کنید و از اون طرف هم چان سو تا بازار پیش میره و همچنان دنبال دونگ یی میگرده ولی اثری از دونگ یی پیدا نمیکنه
افسر سئو هم به خاطر نتیجه ی پیدا کردن دونگ یی منتظر و نگران هست که وقتی زیر دستش میاد , افسر سئو بهش میگه چرا پس تنها اومدی؟که میگه متاسفانه اون شخص داخل قصر نبود ولی با دیدن دفتر وروود و خروج متوجه شدیم که اخیرا از قصر خارج شده
در همین حین اون یکی از سربازش هم میرسه و میگه قربان یکی دیگه رو به قتل رسوندند بیایید بریم ببینیم که چه اتفاقی براش افتاده و افسر سدو راهی میشه با سربازهاش به سمت محل قتل.
سپس دونگ یی رو نشون میده که در حال وروود به مقر نگهبان ها(البته توسط نگهبان هایی که دستگیرش کردن) هست که بهش میگن اون دارو سازی که تو دیروز ازش دارو گرفتی به قتل رسیده حالا ما هم داریم از افرادی که دیروز ازش دارو خریدن بازجویی میکنیم که متوجه بشیم
در همین حین هم یکی از ندیمه های مادر بانو جانگ هم متوجه این موضوع میشه
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  05948555050809029615.jpg]

سپس اون ندیمه میره پیش مادر بانو جانگ و بهش میگه که اون دارو ساز به قتل رسیده و مادر بانو جانگ هم (که اسمش یئون) هست بهش میگه برو ببین آیا اون دختر هم در بین دستگیر شدگان هست.
سپس از اون طرف هم دونگ یی هم بازجویی باید بشه که وقتی نوبت بهش میرسه سرباز مورد نظر به دونگ یی میگه که از لباسات معلومه که خدمتکار قصر هستی
که در همین حین هم افسر سئو وارد خونه ی دارو ساز میشه و اسامی افراد رو میبینه و میبینه که یک دختر خدمتکار از قصر هم در بین این افراد هست و میپرسه که این شخص از قصره؟که میگن بله الان هم در حال بازجویی هست و میره به سمت محل بازجویی,
سرباز بازجو هم به دونگ یی میگه که دارو ها رو به قصر بردی؟اون هم میگه آره من دارو رو برای نوازنده ها گرفتم چون اکثر اون ها بیشتر اوقات خسته و بیمار میشند من رو مفرستند تا براشون دارو بگیرم و سرباز هم عصبانی میشه و میگه که دروغ نگو اون دارویی که تو گرفتی برای پسر زایی هست و بع هم دستور میده که بازداشتش کنند
که دونگ یی میگه نه اون گیاه لوری استفاده های دیگ ای هم داره مثلا برای از بین بردن سرگیجه و کاهش فشار خون و رفع خستگی مورد استفاده قرار میگیره که سرباز بازجو میگه بررسی کنید ببینید راست میگه یا نه که افسر سئو میرسه و میگه نیازی نیست,اون راست میگه
دونگ یی با اولین نگاه افسر سئو رو میشناسه و یاد قدیم و اون ورزی که باهاش در جنگل صحبت کرد میوفته ,افسر سئو دستور میده که دونگ یی رو ببرند تا شخصا باهاش صحبتی داشته باشه (تا قبل از اومدن افسر سئو دونگ یی تماما نگرا این بوده که آیا سئو شناختتش یا نه)
و موقعی که خود افسر سئو هم میاد تا با دونگ یی صحبت کنه بهش میگه نترس دختر جوون من برای این که در مورد قتل ازت بازجویی کنم نیاوردمت اینجا
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  58979931146789860182.jpg]

که بعد سئو به دونگ یی میگه که فامیلیت همیشه این بوده؟که دونگ یی میگه همیشه این فامیلیم بوده و بعد سئو میگه من چند وقت پیش شخصی رو میشناختم که اسمش شبیه تو بود ولی فامیلیش با تو یکی نبود
که بعد به دونگ یی میگه تو من رو میشناسی؟که دونگ میگه من چرا باید شما رو بشناسم؟و شروع میکنه به انکار کردن و میگه من اصلا در یک شهر دیگه به دینا اومدم و زندگی کردم
و من اول خدمتکار یک خونه بودم که بعد وارد قصر شدم در همین حین هم یکی از سربازان افسر سئو میاد و یک دفترچه به افسر سئو میده و بهش میگه قربان این همون دفتری هست که مشخصات این شخص داخلش هست و گفته بودید براتون بیارم که دفتر رو میگیره و
شروع میکنه به خوندن اون کتابچه و به دونگ یی میگه که درسته تو راست گفتی , تو در ابتدا خدمتکار یک خونه بودی و بهش میگه که تو میتونی بری
از اون طرف هم آقای هان(یکی از مدیران بخش کانون نوازندگان) به همراه اون آقا Big Grin به شذت نگران دونگ یی هستند
چون فهمیدن که دونگ یی رو بردن مقر نگهبان ها
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  00022349656711220616.jpg]

شب هنگام دونگ یی وارد کانون نوازندگان میشه(البته گریه کنان به خاطر این که ترسیده) که با عصبانیت هان مواجه میشه و با همون حالت گریه کنان عذر خواهی میکنه و رد میشه که اون
آقا Big Grin هم به خاطر این که با دونگ یی با عصبانیت برخورد کرده عصبانی میشه و هان رو سرزنش میکنه
دونگ یی میره استراحت کنه و در تنهایی خودش کمی یاد اون جملات افسر سئو میوفته که بهش گفته تو من رو میشناسی؟
در همین حین هم اون آقاBig Grin میرسه و کمی به دونگ یی دلداری میده
در این جا هم کمی این سریال میره پشت پردهIcon8Icon8 و دونگ یی شروع میگنه به نواختن تار که از ورژن دوبله .... شدهBig Grin
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  79619844717356927764.jpg]

بعد پادشاه میره داخل اقامتگاهش و از طبیب دربار جریان دارو رو سوال میکنه که تحقیقات در مورد داروی مسموم ملکه به کجا رسیده
که ظاهرا تا اون لحظه به این نتجه رسیده بودند که داو با یک ماده ی خارجی(احتمالا یک دارو دیگه) ترکیب شده و در داروی ملکه
(همسر اول پادشاه و ملکه دوآگر نه) مسمویت ایجاد کرده
که بعد از طرف خدمتکار چئو میفرستند دنبال دونگ یی تا ببینند آیا دونگ یی در مقر نگهبانان اسمی از بانو جانگ اورده یا نه؟
که دونگ یی میگه من چیزی از شما نگفتم و چئو هم بهش میگه : اگر تو حرفی بزنی در دربار هرج و مرج و مشکلات زیادی به وجود میاد
و خبر به بانو جانگ میرسه و اون هم کمی از نگرانی هاش کم میشه
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  39228246648498919030.jpg]

بعد خبر به ملکه دوآگر میرسه که یکی از ندیمه های بانو جانگ مخفیانه دارویی رو وارد قصر کرده که مشخص هم نیست چه دارویی بوده؟
ملکه دوآگر هم که با وزیر جنگ در حال بحث و گفت و گو بودند وقتی این خبر رو مطرح میکنند ملکه میگه این یک برگ برندست و ما بادی به خوبی از این برگ برنده استفاده کنیم و به ویزر جنگ میگه که مخفیانه و به صورت ناشناس برو و به اداره ی تحقیقات گزارش بده که مخفیانه توسط یکی از ندیمه های بانو جانگ دارویی وارد قصر شده
بعد در این جا باز هم بخشی از سریال میره پشت پرده و .... میشهBig Grin
سپس چان سو رو نشون میده که میره پیش پیشگو کیم و میگه: همونجوری که رییس چویی (پدر دونگ یی ) بهم گفته بود من میخوام دوباره گروه شمشیر زنان مبارز رو راه بندازم(همچنین رییس کانون نوازندگان هم وقتی میاد خونه خانومش اندازش رو میگیره تا براش لباس بدوزهTongue )
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  27275910140076654391.jpg]



شب هنگام دونگ یی وارد کانون نوازندگان میشه(البته گریه کنان به خاطر این که ترسیده) که با عصبانیت هان مواجه میشه و با همون حالت گریه کنان عذر خواهی میکنه و رد میشه که اون
آقا Big Grin هم به خاطر این که با دونگ یی با عصبانیت برخورد کرده عصبانی میشه و هان رو سرزنش میکنه
دونگ یی میره استراحت کنه و در تنهایی خودش کمی یاد اون جملات افسر سئو میوفته که بهش گفته تو من رو میشناسی؟
در همین حین هم اون آقاBig Grin میرسه و کمی به دونگ یی دلداری میده
در این جا هم کمی این سریال میره پشت پردهIcon8Icon8 و دونگ یی شروع میگنه به نواختن تار که از ورژن دوبله .... شدهBig Grin
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  79619844717356927764.jpg]

بعد پادشاه میره داخل اقامتگاهش و از طبیب دربار جریان دارو رو سوال میکنه که تحقیقات در مورد داروی مسموم ملکه به کجا رسیده
که ظاهرا تا اون لحظه به این نتجه رسیده بودند که داو با یک ماده ی خارجی(احتمالا یک دارو دیگه) ترکیب شده و در داروی ملکه
(همسر اول پادشاه و ملکه دوآگر نه) مسمویت ایجاد کرده
که بعد از طرف خدمتکار چئو میفرستند دنبال دونگ یی تا ببینند آیا دونگ یی در مقر نگهبانان اسمی از بانو جانگ اورده یا نه؟
که دونگ یی میگه من چیزی از شما نگفتم و چئو هم بهش میگه : اگر تو حرفی بزنی در دربار هرج و مرج و مشکلات زیادی به وجود میاد
و خبر به بانو جانگ میرسه و اون هم کمی از نگرانی هاش کم میشه
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  39228246648498919030.jpg]

بعد خبر به ملکه دوآگر میرسه که یکی از ندیمه های بانو جانگ مخفیانه دارویی رو وارد قصر کرده که مشخص هم نیست چه دارویی بوده؟
ملکه دوآگر هم که با وزیر جنگ در حال بحث و گفت و گو بودند وقتی این خبر رو مطرح میکنند ملکه میگه این یک برگ برندست و ما بادی به خوبی از این برگ برنده استفاده کنیم و به ویزر جنگ میگه که مخفیانه و به صورت ناشناس برو و به اداره ی تحقیقات گزارش بده که مخفیانه توسط یکی از ندیمه های بانو جانگ دارویی وارد قصر شده
بعد در این جا باز هم بخشی از سریال میره پشت پرده و .... میشهBig Grin
سپس چان سو رو نشون میده که میره پیش پیشگو کیم و میگه: همونجوری که رییس چویی (پدر دونگ یی ) بهم گفته بود من میخوام دوباره گروه شمشیر زنان مبارز رو راه بندازم(همچنین رییس کانون نوازندگان هم وقتی میاد خونه خانومش اندازش رو میگیره تا براش لباس بدوزهTongue )
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  27275910140076654391.jpg]

رو به بانو جانگ میکنه و میگه:
اگر اون دختر بگه که برای شما دارو آورده شما هم بازجویی میشید و بانو جانگ هم میگه اون ها اون دختر رو گرفتند تا مطمئن بشند که من دارو ها رو گرفتم و من نمیتونم جون اون رو به خطر بندازم و باید برم نجاتش بدم که با مخالفت عموی وزیر دادگستری رو به رو میشه.
در اداره ی تحقیقات هم به دونگ یی میگن که ما میدونیم که تو دارو ها رو به بانو جانگ دادی و فقط کافیه تا تو اعتراف کنی تا آزاد بشی,آیا این درسته که تو دارو ها رو به بانو جانگ دادی؟که دونگ یی میگه من نمیتونم چیزی بگم که بهش میگن پس میخوای جنازت از اینجا بره بیرون؟
از اون طرف هم در کانون نوازندگان همه به اون آقا Big Grin میگفتن لطفا یه کاری برای دونگ یی انجام بده و دونگ یی رو نجات بده و وقتی که جناب هان همه ازش میپرسن که دونگ یی چی شد؟که میگه ظاهرا در دردسر بزرگی افتاده.
از اون طرف هم ندیمه چئو میاد و به بانو جانگ میگه:الان شب شده و اون دختر هنوز حرف نزده و به زودی هم شکنجه شروع میشه که بانو جانگ تعجب میکنه که چه جوری دونگ یی هنوز حرفی نزده.
اوضاع داخلی قصر هم در بین خدمتکار ها به خاطر همین موضوع به شدت آشفته است که وقتی امپراطور خدمتکارها رو میبینه از همراهش میپرسه اینجا چه خبره؟چرا خدمتکارها این قدر اشفته اند؟
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  98041270988240401402.jpg]


که همراهش هم اول سکوت میکنه و بعد از اصرار امپراطور بهش میگه که:این موضوع به اداره ی تحقیقات مربوط میشه و امپراطور میگه که:من توی این موضوع دخالت نمیکنم ولی بگو چی شده و موضوع چیه؟که باز هم اون همراه جواب نمیده و در همین حین هم طبیب دربار میاد تا دلیل مسمومیت داروی ملکه رو بگه.
که طبیب میگه :همونجوری که من فکر میکردم این دارو با یک ماده ی دیگه نرکیب شده و ایجاد مسمومیت کرده,که بعد امپراطور میگه:چه کسی چنین جراتی داشته که همچین کاری رو انجام بده.
بعد سکانس عوض میشه و میره روی کارکنان اداره ی تحقیقات که یکی از ندیمه های بانو جانگ که اونجا هم کار میکنه به بقیه ندیمه ها میگه,احساس نمیکنید داریم از کاه , کوه میسازیم؟و سعی داره تا از مجازات کردن دونگ یی کمی کاهش بده ولی فایده نداره
چون در ان سوی اداره ی تحقیقات به دونگ یی میگن که اگه حرف نزنی تا 1 ساعت دیگه شکنجه رو شروع میکنیم که در همین حین یکی از رییسان اداره ی تحقیقات میاد و به بازجو میگه تو داری بیش از حد با دلرحمی رفتار میکنی و رو به سایر کارکنان میکنه و میگه:
شما برید و محل شکنجه رو آماده کنید که این خبر به کانون نوازندگان هم میرسه و باز هم واکنش های عجیب و غریب جناب هان و اون آقا Big Grin
سپس دوباره به دونگ یی میگن تو نمیخوای حرف بزنی؟که میگه من هم در این موضوع مقصر بودم و من میدونم اگر حرف بزنم در قصر مشکل و تشویش های زیادی به وجود میاد به همین دلیل هیچ چیزی نمیتونم بگم این که من اسم بانو جانگ رو به شما بگم یعنی این که من اون کار رو تایید کنم که من نمیتونم چنین کاری رو انجام بدم.
که بازجو بهش میگه یعنی تو حاضری به خاطر بانو جانگ شکنجه بشی ولی حرف نزنی؟که دونگ یی جواب نمیده.
(تا اینجا در عکس زیر)

[تصویر:  69169493066937330832.jpg]

بعد دونگ یی رو میبرن به محل شکنجه و برای بار آخر ازش میپرسن که میگی دارو رو برای کی بردی یا نه؟که دونگ یی باز هم جواب نمیده و بعد طبق دستور با طناب میبندنش و دستور میدند تا شکنجه رو شروع کنید
که بانو جانگ از راه میرسه و میگه دست نگه دارید,که همه از جمله خود دونگ یی متعجب میشند و بانو جانگ میگه که اون داروها رو برای من گرفته بود و بعد میگه خب چرا معطلید این دختر رو ازادش کنید دیگه.
که اون زن بازجو بهش میگه: شما از عواقب کارتون اطلاع دارید؟اگر این دختر آزاد بشه شما باید بازجویی بشید که بانو جانگ هم میگه برای همین هم اینجام.
که دونگ یی میگه:بانوی من آخه چرا؟که بانو جانگ حرفش رو قطع میکنه و میگه من رو ببخش تو به خاطر من بیش از حد رنج کشیدی,
نترس اتفاقی برام نمیوفته.
که دونگ یی ناراحت میشه و روی صورت اون هم تموم میشه



http://babymarket.ir/pic/1339162294_.jpg

buy26 خرید سریال دونگ یی نسخه اصلی و کامل با زیرنویس فارسی

  



http://babymarket.ir/pic/1339140697_.jpg

buy26 خرید سریال دونگ یی نسخه اصلی و کامل با زیرنویس فارسی

  

با بیش از 3 سال تجربه و ارسال بیش از 20000 محصول به سراسر کشور این مجموعه را با کیفیت عالی و قیمت بسیار مناسب و با گارانتی کامل برای شما عزیزان ارسال میکند ما کیفیت و ارسال سالم محصول خود را به طور کامل گارانتی میکنم و با پشتیبانی  تلفنی و آنلاین در خدمت شما هستیم

آسان خرید کنید از خرید خود مطمئن باشید و لذت ببرید

 کیفیت باور نکردنی , قیمت مناسب, ارسال سریع , بیمه محصول و گارانتی!!!!!!! برای گارانتی محصولات از طریق تلفن و خود سایت میتوانید اقدام کنید



طبقه بندی: خلاصه سریال دونگ یی،
برچسب ها: خلاصه ی قسمت نهم افسانه ی دونگ یی،
[ چهارشنبه 18 مرداد 1391 ] [ 02:34 ق.ظ ] [ شهریار ]
.: Weblog Themes By bia2mob :.

درباره وبلاگ

این سریال تاریخی به زندگی دختری می پردازد که پدر و برادرش به جرم حمایت از برده ها و تشکیل یک حزب کمک رسانی به آنها،محکوم به مرگ می شوند.دانگ یی تنها وارد پایتخت می شود و همچنان مورد تعقیب سربازان دولت است.وی بعدها وارد دفترخانه موسیقی قصر شده و در آنجا از خوداستعدادهایی بروز می دهد که باعث می شود بانوی قصر و شاه به وی علاقه مند شوند.به این ترتیب مقام وی از بردگی به ندیمه قصر تغییر می کند و . . .
لینک های مفید
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
?